تبليغاتX
قدمگاه عرفان
چه ساده فراموشم کرده ای..... جلوی چشمانت هستم و به یادم نمی آوری......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18:28  توسط نقطه  | 
من انقدر خوب نبودم که فراموشم نکنی.....

ولی تو انقدر ماهی که خاطرت توی ذهنم واسه همیشه حک شده.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 18:43  توسط نقطه  | 

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد

عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد

گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی

یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد...

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 22:12  توسط نقطه  | 
.
مـــــن

نبودنت را ، تــــــاب می آورم

رفتنت را ، تحمـــــّل میکنم......

فراموش شدنم را ، بــــاور میکنم...

امــــــا......

فــــــراموش کردنــــــت...

دیگر...کـــــارِ مــــــن نــــــیست ....!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 23:37  توسط نقطه  | 
هربار به تو فکر می کنم

یکی از رگهای قلبم شل می شود

انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد

و چیزی به نبضم اضافه می شود

که در شعرهایم نمی گنجد.....


پ ن: نام نویسنده شو نمی دونستم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:31  توسط نقطه  | 
بد ترین کاری که یه نفر می تونه با دلت بکنه

اینه که باعث بشه

دیگه ذوق نکنی از بودن هیچ کس....!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 10:49  توسط نقطه  | 
هر سال این روزها که می رسد 

بیشتر از همیشه دلم هوایت را می کند 

درست همین موقع ها بود که رفتی !

آسمان همین آسمان بود و هوا همین هوا ....

راستی خاطره رفتنت چرا کهنه نمی شود ؟؟!!

این روزها چشم هایم را که می بندم

فکرت دیوانه ام می کند

چشم هایم را که باز می کنم

سراب نگاهت دیوانه ترم می کند........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 18:8  توسط نقطه  | 

تو مرا تا خود عشق

تو مرا تا به جنون

تو مرا تا ته دلواپسی  آینه و شعر و شعور برده ای

تو مرا می سازی

همزمان می سوزی

با چنین حس فریبانه مرا

مبتلا می سازی


یاس (گمنام)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 20:49  توسط نقطه  | 

وقتی فراموش می شوی؛ خودت را از دنیا طرد می کنی.

و همه به اوج اندوه تو؛ فقط می خندند.... بلند و بلندتر!

وقتی نابود می شود دلت زیر قدم های سنگین نسیان یار......

بلند و بلندتر به تو و روزگارت می خندند!

می دانی؟! وقتی تو بلند و بلندتر گریه می کنی؛

آنها مستانه قهقهه می زنند!

این است رسم آدمیان امروزی..........................

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 22:36  توسط نقطه  | 

به غیر از آنکه بشد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طرف بستم

اگرچه خرمن عمرم غم تو داد به باد

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 15:18  توسط نقطه  |